| part 7
+هیونگ
-بله؟
+مراقب خودت و پیپ باش(اسم گله🤣)
-پیپ؟
+اسم گلته
-هوم..
+اره
-سلیقه ات مثل خودت قشنگه..
+اوه هیونگ خجالتم نده(دستشو برد پشت گردنش و سرخ شد)
-من فقط واقعیتو گفتم
+حیحی
-خب دیگه فعلا
+فعلا..
وقتی یونگی از مغاره رفت بیرون گل ها شروع کردن به سر و صدا
+شلوغش نکنید
+باشههههه
+چی؟!ما قرار نمیزاریم!
+نه شوهرم نیستتتتتت یه دوست دو روزسسس
+بچهههه چیههههههه
گلها همه طور فکری کردن تا جیمین بلآخره تونست بهشون بفهمونه فقط دوستشه.رفت نشست پشت میزش و دستشو گذاشت زیر چونش و شروع کرد به فکر کردن.همش چهره یونگی که یه عینک خیلی ضایع گذاشته بود و معلوم بود عینکی نیست میومد تو ذهنش و خندش میگرفت.ولی به غیر از اون..به دست های کشیده و استخونیش و بدنش و چهرش فکر میکرد..همش میخواست غکر نکنه ولی هی میومد تو ذهنش.بلاخره با تهیونگی عین گاو در رو باز کرده بود و اومده بود تو همه شون از ذهنش پر زد و رفت.
$جیمیناااااا
+وای تهیونگ چته عین گاو میای!!؟
$به دوستت نگو گاووو
+حالا . دیشب مثل اینکه جونگ کوک بهت رحم نکرده(و به گردنش اشاره کرد)
$عهههه بی ادببب.فقط بو..سه و گا..ز بود دیگه کاری نکردیم
+نه تروخودا بشین حزیات س..کستم واسه من بگو
$نه بخدااااا جدیمممم
+باشه باور کردم
$جیمینا (با حالت جدی)
+باشه(تو دلش:اره خیلی)
$یونگی هیونگ اینجا دیدم.چخبر بودددد؟!
+عام یه مشتری لا..شی ادم کرد و بهم کادو داد.
$اوههههه.چقد دو..ست پ...سرانه!
+تهیونگ من دو روزه میشناسمش چه دو..ست پ..سری؟
$شاید روهم کراشین خب!
+نه بابا چه کراشی(تو دلش :من که روش کراش زدم حالت اونو نمیدونم البته من چی دارم بخاد کراش بزنه)
&هعیییی.میای بریم قدم بزنیم
+بریم
بلند شد و تابلو کار داشتین تماس بگیرین گذاشت رو در.
$چیمی بیا بریم مغازه بابامو نشوت بدممم.
+خیله خب بریم
راه افتادن سمت مغازه.وقتی رسیدن ، جیمین پشماش موندن خودش ریخت.اون مغازه یکی از بهترین بزند و مغازه های سئول بود.
+یااااا تهیونگا نمیدونستم انقد پولداری
$اون بابامه که پولداره و حریصه.من مثل اون نیستم و از پولاش استفاده بیهوده نمیکنم و کارای لازم انجام میدم و به خواست خودش داره حمایتم میکنه و من با کوکی ازدواج کنمم با شرایط مالی اون کنار میام و مشکلی ندارم
+که اینطور..پس به زودی یه عروسی داریمممم
$نمیدونم حقیقتااا
+که اینطوررر..
$بیا بریم غذا بگیریم بعد بریم پیش کوکی و نامی بخوریم
+اوکیه فقط به یونگی هیونک هم بگیم؟
$عام فک نکنم اون بیاد
+اما چرا؟!
$عام من نمیتونم بگم اگر خودش خواست میگه.ولی من شمارشو میدم خودت بهش زنگ بزن.
+اوکیه
تو رستوران بودن و تهیونگ رفته بود غذا سفارش بده و جیمین میخواست زنگ بزنه یونگی
بوق...
بوق...
بوق...
-بله؟
+الو یونگی هیونگ؟
-شما؟
+جیمینم
-اوه جیمینا.شماره من از کجا اوردی!؟!
+عام تهیونگ؟
-اون عوضی...
+بگذریم؟
-بگذر
+عام چیزه میگم من و تهیونگ اومدیم غذا بگیریم و با کوکی و نامجون هیونگ بخوریم ، میشه..خب..میشه تو هم بیای؟
-من؟
+اره تو...
-اون وقت چرا ؟!
+خب من یادت بودم
-هوم..
+میای؟
-نه
+چرا خب ؟
-کار نداری؟
+وایسا جواب منو بدهههه
و یونگی قطع کرد جیمین فحشش داد.
(تو مغازه نامجون)
+اون عوضی..هققق تلفنو رو من قطع کرد هقققق
=جیمین حالا یه قطع بوده دیگه
+من از این کار متنفرمممممممم
*خب کر شدیم
$اشکال ندارع حالا..
= یه لحظه وایسین من الان میام
نامجون رفت و اومد
+چیکار داشتی میکردی ؟
=کار داشتم اگر نمینوشتمش یادم میرفت
*خیلی خوشمزسس
$سلیقه جیمینهه
جیمین یاد حرف یونگی افتاد که بهش گفت «سلیقت مثل خودت قشنگه..» که ناگهان...
فحش ازاده سیسیا:)💕🎀🤣
شرایط :
۱۴ لایک
۱۲ کامنت
۴ نشر
-بله؟
+مراقب خودت و پیپ باش(اسم گله🤣)
-پیپ؟
+اسم گلته
-هوم..
+اره
-سلیقه ات مثل خودت قشنگه..
+اوه هیونگ خجالتم نده(دستشو برد پشت گردنش و سرخ شد)
-من فقط واقعیتو گفتم
+حیحی
-خب دیگه فعلا
+فعلا..
وقتی یونگی از مغاره رفت بیرون گل ها شروع کردن به سر و صدا
+شلوغش نکنید
+باشههههه
+چی؟!ما قرار نمیزاریم!
+نه شوهرم نیستتتتتت یه دوست دو روزسسس
+بچهههه چیههههههه
گلها همه طور فکری کردن تا جیمین بلآخره تونست بهشون بفهمونه فقط دوستشه.رفت نشست پشت میزش و دستشو گذاشت زیر چونش و شروع کرد به فکر کردن.همش چهره یونگی که یه عینک خیلی ضایع گذاشته بود و معلوم بود عینکی نیست میومد تو ذهنش و خندش میگرفت.ولی به غیر از اون..به دست های کشیده و استخونیش و بدنش و چهرش فکر میکرد..همش میخواست غکر نکنه ولی هی میومد تو ذهنش.بلاخره با تهیونگی عین گاو در رو باز کرده بود و اومده بود تو همه شون از ذهنش پر زد و رفت.
$جیمیناااااا
+وای تهیونگ چته عین گاو میای!!؟
$به دوستت نگو گاووو
+حالا . دیشب مثل اینکه جونگ کوک بهت رحم نکرده(و به گردنش اشاره کرد)
$عهههه بی ادببب.فقط بو..سه و گا..ز بود دیگه کاری نکردیم
+نه تروخودا بشین حزیات س..کستم واسه من بگو
$نه بخدااااا جدیمممم
+باشه باور کردم
$جیمینا (با حالت جدی)
+باشه(تو دلش:اره خیلی)
$یونگی هیونگ اینجا دیدم.چخبر بودددد؟!
+عام یه مشتری لا..شی ادم کرد و بهم کادو داد.
$اوههههه.چقد دو..ست پ...سرانه!
+تهیونگ من دو روزه میشناسمش چه دو..ست پ..سری؟
$شاید روهم کراشین خب!
+نه بابا چه کراشی(تو دلش :من که روش کراش زدم حالت اونو نمیدونم البته من چی دارم بخاد کراش بزنه)
&هعیییی.میای بریم قدم بزنیم
+بریم
بلند شد و تابلو کار داشتین تماس بگیرین گذاشت رو در.
$چیمی بیا بریم مغازه بابامو نشوت بدممم.
+خیله خب بریم
راه افتادن سمت مغازه.وقتی رسیدن ، جیمین پشماش موندن خودش ریخت.اون مغازه یکی از بهترین بزند و مغازه های سئول بود.
+یااااا تهیونگا نمیدونستم انقد پولداری
$اون بابامه که پولداره و حریصه.من مثل اون نیستم و از پولاش استفاده بیهوده نمیکنم و کارای لازم انجام میدم و به خواست خودش داره حمایتم میکنه و من با کوکی ازدواج کنمم با شرایط مالی اون کنار میام و مشکلی ندارم
+که اینطور..پس به زودی یه عروسی داریمممم
$نمیدونم حقیقتااا
+که اینطوررر..
$بیا بریم غذا بگیریم بعد بریم پیش کوکی و نامی بخوریم
+اوکیه فقط به یونگی هیونک هم بگیم؟
$عام فک نکنم اون بیاد
+اما چرا؟!
$عام من نمیتونم بگم اگر خودش خواست میگه.ولی من شمارشو میدم خودت بهش زنگ بزن.
+اوکیه
تو رستوران بودن و تهیونگ رفته بود غذا سفارش بده و جیمین میخواست زنگ بزنه یونگی
بوق...
بوق...
بوق...
-بله؟
+الو یونگی هیونگ؟
-شما؟
+جیمینم
-اوه جیمینا.شماره من از کجا اوردی!؟!
+عام تهیونگ؟
-اون عوضی...
+بگذریم؟
-بگذر
+عام چیزه میگم من و تهیونگ اومدیم غذا بگیریم و با کوکی و نامجون هیونگ بخوریم ، میشه..خب..میشه تو هم بیای؟
-من؟
+اره تو...
-اون وقت چرا ؟!
+خب من یادت بودم
-هوم..
+میای؟
-نه
+چرا خب ؟
-کار نداری؟
+وایسا جواب منو بدهههه
و یونگی قطع کرد جیمین فحشش داد.
(تو مغازه نامجون)
+اون عوضی..هققق تلفنو رو من قطع کرد هقققق
=جیمین حالا یه قطع بوده دیگه
+من از این کار متنفرمممممممم
*خب کر شدیم
$اشکال ندارع حالا..
= یه لحظه وایسین من الان میام
نامجون رفت و اومد
+چیکار داشتی میکردی ؟
=کار داشتم اگر نمینوشتمش یادم میرفت
*خیلی خوشمزسس
$سلیقه جیمینهه
جیمین یاد حرف یونگی افتاد که بهش گفت «سلیقت مثل خودت قشنگه..» که ناگهان...
فحش ازاده سیسیا:)💕🎀🤣
شرایط :
۱۴ لایک
۱۲ کامنت
۴ نشر
- ۱.۵k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط